مرتضى راوندى
401
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
ملك منصورى او از در رى تا در چين * ملك محمودى او از در چين تا لب گنگ لشگر دولت سلجوقش بسپرد به گام * از خط باغ ارم تا چمن پور پشنگ . . . هست ايران چو گران سنگ و حوادث چون سيل * بگذرد سيل خروشان و به جا ماند سنگ دشمنش خير نديده است جز از دست اجل * خصم او كام نبرده است جز از كام نهنگ بينم آن روز كه از فر بزرگان گردد * ساحت ايران آراسته همچون ارژنگ كارگاهى ز پى كاوش در هر معدن * ايستگاهى ز ره آهن در هر فرسنگ مردمانى همه با صنعت و با فخر و غرور * كه ز بيكارگى و تنزنى آيدشان ننگ بن هر چاه فرو برده به پشت ماهى « 1 » * سر هر قصر برآورده به اوج خرچنگ « 2 » رستنى رسته به هرمزرعه دشت اندر دشت * بارها بسته به هر دهكده تنگ اندر تنگ نكتهها كرد ، زبر مرد و زن ار گفت « بهار » * عوض گفته تازى و روايات فرنگ » « 3 » « در ذيحجهء سال 1329 كه دولت تزارى روس به ايران اولتيماتوم داد و انقلاب آغاز شد ، بهار ، اين مسمط را در مشهد ساخت و در روزنامهء نوبهار انتشار داد : هان اى ايرانيان ، ايران اندر بلاست * مملكت داريوش دستخوش نيكلاست مركز ملكِ كيان در دهن اژدهاست * غيرت اسلام كو ، جنبش ملّى كجاست ؟ برادران رشيد اين همه سستى چراست ؟ * ايران مال شماست ، ايران مال شماست ! * * * به كين اسلام باز ، خاسته برپا صَليب * خصم شمال و جنوب داده نداى مَهيب روح تمدن به لب آيهء امّنْ يُجيب « 4 » * دين محمّد يتيم كشور ايران غريب بر اين يتيم و غريب ، نيكى آيين ماست * ايران مال شماست ايران مال شماست در سال ( 1329 ه . ق ) كه حاجى صمد خان شجاع الدوله به يارى روسيهء تزارى بر آذربايجان مسلط شده بود ، شاعر به همدردى آزاديخواهان آذربايجان اين قطعه را سرود : صبا شبگير كن از خاورستان * به آذربايجانِ شو بامدادان گذر كن از بر كوه سهندش * عبيرآميز كن پست و بلندش بِچَم بر ساحل سرخاب رودش * بده از چشم مشتاقان دُرودش غبارِ واديش را تاج سر كن * سرابش را ز آب ديده تر كن . . .
--> ( 1 ) . كنايه از قعر زمين . ( 2 ) . برج سرطان ، كنايه از آسمان . ( 3 ) . همان كتاب ، از ص 127 تا 131 . ( 4 ) . قرآن كريم سورهء نمل از آيه 62 .